Teddy Bear آسمونی بی ستاره

سلام

سلام

سلام به برف

سلام به بارون

سلام به مه

سلام به هوای پاک

سلام به همه کسایی که هر روز به خاطر داشتن این نعمتها شکرگزارند...

همه جا زیباست ٬ همیشه زیباست ولی به شرطی که زیبا ببینیمش...

با وجود این همه زیبایی٬ من بازم دلم گرفته

بازم از خودم ناراحتم

بازم با خدم حرفم شده...

مدتی بود که خواب میدیدم ٬ خوابای خوبی نبود ٬

انقدر این خوابها تکرار شد تا بالاخره واقعیت پیدا کرد...

(هر آنچه را که می اندیشی٬ خلق میکنی)

لینک نوشته

مرا فرياد کن....

من درد مشترکم مرا فریاد کن

قصه نيستم، که بگويی

نغمه نيستم، که بخوانی

صدا نيستم، که بشنوي....

يا چيزي چنان که ببينی

يا چيزي چنان که بداني....

من درد مشترکم...

مرا فرياد کن....


لینک نوشته

 

به نام نقاش آسمان زيبا

بازم غم آروم آروم اومد و پيشم نشست ٬

حتی ديگه حال ندارم بهش بگم برو ٬

آخه راستش ٬ بهش عادت کردم ٬

ولی ميدونم عادت بديه ٬

آخه خوشی از من بدش مياد ٬

چون زياد باهاش نبودم ٬ ولی ای کاش ميدونست که دوسش دارم و پيشم ميموند ٬

اون روزا وقتی تنها ميشدم ٬ ميرفتم گوشه ای ميشستم و گريه ميکردم ٬

برای توپی که داشتم ولی اجازه بازی باهاشو نداشتم ٬

برای درسی که دوسش نداشتم ولی بايد ميخوندم ٬

برای دوستای خوبی که داشتم ولی اجازه بازی باهاشون نداشتم ٬

برای ۱۰۰۱ چيز ديگه ای که داشتم ولی نميتونستم ازشون استفاده کنم ٬

هميشه برای گريه هم ٬ وقت کم داشتم ٬

چون خيلی زود همه ميومدن و من باز گريه داشتم ٬

 ولی نه فرصت و نه اجازه گريه کردن داشتم....

هنوز به دنبال فرصتی برای گريه هستم ٬

پس کمکم کن تا بتونم راحت گريه کنم ٬

ديگه نگو که همه حرفات دروغه.... نگو دوست ندارم .... نگو از من بدت مياد ...نگو.....

 

لینک نوشته

 

وقتی به رفتنت فکر ميکنم ٬ قلبم هم به فکر ميرود ٬‌

به فکر دوری از آسمون آبی ٬ دوری از آسمون پر ستاره ٬ دوری از باران و دوری از...

نميشه از اين همه زيبايی دوری کرد ٬ آخه من فقط به اميد همين زيباييها زندم ٬

پس اگه باز زنده ميمونم ٬ فقط به اميد ديدن دباره تو...

بهترين آرزوها را برای زيباترين آسمان زندگيم دارم...

 

لینک نوشته

آسمان ابری...

باز دلی شکست...

کاش نمشکست ٬

باز دلی تنها شد و باز نگران دل شکسته هستم ٬

نگران تنهايی آن ! نگران غم چشمانش ٬ نگران آه دلش و نگران روی ماهش...

قرار بود که ديگر دلی را نشکنم ٬ ولی شکستم...

قرار بود که ديگر کسی را نرنجانم ٬ ولی رنجاندم...

قرار بود...اما ٬ حالا چه بايد کرد؟ حال که تمام قرارها را خراب کردم چه کنم !؟

کاش ميشد گريه کرد ٬ کاش گريه همه چيز را درست ميکرد ٬ کاش...و ای کاش...

پس باری ديگر آسمان ابری دلم نميبارد ٬ ولی در آرزوی باريدن است ....

 

لینک نوشته

ميترسم...

من از چشم ميترسم...

از چشمی ميترسم که وجود دارد ٬ ولی ديده نميشود٬

از چشمی ميترسم که مينويسد ٬ ولی خوانده نميشود٬

از چشمی ميترسم که ميگريد ٬ ولی نميگويد ٬

از چشمی ميترسم که به راه است ٬ ولی نمی آيد ٬

از چشمی ميترسم که ميبيند ٬ ولی نميگويد ٬

از چشمی ميترسم که در آن دنياست ٬ ولی به اين دنيا مانده...

من از چشم ميترسم ....

 

 

 

لینک نوشته

 

 

سلام به همه دوستان :

<<خوش آمدين>>

لینک نوشته


 
آمار وبلاگ